دوچرخه سواری با اعمال شاقه
نه به الان که بیکاری دیوونم کرده
راستی تابستون امسال خیلی گرمه ها. داغون شدیم .اما خب شبا حال میده واسه پارک و شهر بازی و ددر
رفتن و هوا خوردن.خنکای هوا تو شبا اونقدر روح افزا
و دل نوازه که دوس داری جرعه جرعه اکسیژن خالص رو وارد ششهات کنی.و تو این هوای بی نظیر کوهستان
های زاگرس که همه دوست دارن حالشو ببرن چقدر دوچرخه سواری م چسبه. اما دوچرخه سواری چه عرض
کنم.!!!
اونوقت میگین چرا هی گیر میدی .چرا همه چیزو فمنیستی میکنی. بابا اصلا گور بابای فمنیستم کرده.اخه شما
یه موضوع پیدا کنید که بشینیم بررسی کنیم و به این نتیجه برسیم تبعیض علیه دخترا نداره.نه مرگ من یکی یه
موضوع رو پیدا کنه که توی این موضوع در ایران دختر و پسر کاملا شرایط مساوی بهره مندی رو داشته باشن
نمیدونم .شنیدم که یه سیب رو بندازی بالا هزار تا چرخ میخوره تا بیاد پایین اما فکر کنم سیب ما چرخشو خورده
افتاده پایین که هیچ کرمم خوردتش.
اخه بابا مگه دوچرخه سواری دخترا جرمه _ کافریه _ بی قانونیه_ غیر اسلامیه و.... که اینقدر جامعه نسبت
بهش واکنش منفی نشون میده.حالا ممکنه خیلیاتون ساکن شهرای بزرگ باشید و این موضوع یه امر جا افتاده
تر باشه(اگرچه من دوچرخه سواری تو تهران رو هم امتحان کردم.باور کنید از خیابان دبستان تا پل سید خندان
رو فقط با دوچرخه طی کردم اما اگه بدونید با چه وضعی. ماشین نبود که برام بوق نزنه و پسر نبود که متلک
نگه.حد اقلش اینه که تو شهر کوچیک بابت شناخت همشهریا از هم کسی زیاد جرات مردم ازاری نمیکنه چون
شناسایی میشه و حالشو میگیرن اما تو شهر بزرگ کی به کیه.)
اما ببینین این مملکت در چه حدی از شعور و فهم و فرهنگ قرار داره که دوچرخه سواری یک کار غیر منطقی و
خلاف عرف شناخته میشه و حتی اگه اونقدر جسارت داشته باشی که بعد از کلی جار و جنجال با خونواده و
پرروگری بخوای دوچرخه سواری کنی باید زیر نگاه هزار تا کس و ناکس که با چشاشون میخوان بخورنت کلی
وزن کم کنی و دست اخر اونقدر متلک بشنوی و احساس عدم امنیت بکنی که به این نتیجه برسی نخواستم.
به درک. این خواسته ابتدایی هم مثل بقیه حقوق اجتماعی پایمال شده واسه دخترا تعطیل!!!!!
تنها بعضی(به کلمه بعضی توجه کنید)خانواده ها اونم تو شبا و با حضور خودشون شاید تاب اوری این قضیه رو
داشته باشن که خب حالا دخترم اشکالی نداره برو یه دور بزن .اما اون دور دورا نریا.همین جا جلو چشمون باش
ولی کلا اینا یک فاجعه فرهنگیه ها. به کجا میخوایم بریم . چه راه حلی برای شکستن این قبح های کاذب وجود داره.!!!
پ ن "اما من و دختر داییم این سنت رو شکوندیم.امشب از شهر بازی که دورم هست از خونمون تا خود خونه با
دوچرخه برگشتیم البته بماند که با مامانا رفته بودیم و الا بابا ها شاید به این راحتیا اجازه نمیدادن . البته
ماماناهم با ماشین مماس ما حرکت میکردن و مواظبمون بودن. اما خب من این قضیه رو کردم پیراهن عثمان. از
وقتی برگشتم خونه اینقدر گفتم دیدی بابا دیدی مشکلی نیش . بیا تحویل بگیر . اونم هیچی نگفت.البته واسه
مردم شهرمون خوشحالم چون امشب احساس کردم پتانسیل این قضیه یه کم ایجاد شده.
این همه گفتم به کجا میخوایم بریم .به نا کجا اباد رفتیم . بماند با این اوضاع ناجور اقتصادی که به زور مالیات ها
رو هم میخوان زیاد کنن و از اول پاییزم کلی پول گاز و اب و این مزخرفا رو از مردم بگیرن پول نفت و گاز قراره کجا
بره. زندگی مردم میخواد چه شکلی بشه. واقعا قراره چی به سر زندگیامون بیاد . وقتی قرار بشه کل حقوق
ماهیانه صرف یارانه های هدفمند شده!!! بشه. بهانه لبخند زدن چی میشه.اینکه ما هم مثل
افریقاییا با کلی ثروت ملی از چاه اب بکشیم بخوریم و با الاغ این ور اون ور بریم و معذرت میخوام تاپاله جمع
کنیم واسه سوخت زمستانیمون.!!!! چه صحنه زیبایی. واقعا چقدر شایسته و برازنده مردم ایرانه!!!
سبزی خاتون سبزی پلو زاده.(راستی اسپیکراتونم روشن کنید بد نیست)