سلامی دوباره خواهم داد

سلام. یه سلام منتظر . یه سلام دور و دراز  به همه دوستان عزیزم .میدونم خیلی بدکردم که این چند ماه اپ

نکردم اما باور کنید اینقدر مشغول درس و دانشگاه بودم که اصلا وقت نشد .امیدوارم حالتون خوب باشه.

امروز یه متن جالب خوندم:

هروقت كه دل كسي را شكستيد روي ديوار ميخي بكوب تا ببيني كه چقدر دل شكستي


هروقت كه دلشان را بدست آوردي ميخي را از روي ديوار بكن تا ببيني كه چقدر دل بدست آوردي



اما چه فايده كه جاي ميخ ها بر روي ديوار مي ماند

....................................................................................................................................


پ ن :

I’m so lonely, broken angel

I’m so lonely, listen to my heart

One n’ only, broken angel

Come n’ save, before I fall apa

مواد لازم

.1روحانی یک عدد

.2 پیرزن سال خورده یک عدد ترجیحااز ثریا قاسمی استفاده شود

3.ترک زبان 1 عدد جهت نمک سریال

4دختر جوان و زیبا دو عدد .

5پسر جوان و جذاب یک عدد (خدا به دور.!!!منظورتون این پسر مو قشنگه تو جراحت نیست که!!)

 6.هوو یک عدد جهت مخلوط کردن کل مواد باهم

7. مرد میانسال دو عدد یکی بچه مثبت ترجیحا امین تارخ  یکی فریب خورده

8.ملائکه با موهای برفی  یک عدد

9.بیمارستان و تصادف ودکتر به مقدار لازم

طرز تهیه: ابتدا همه را جز آقای روحانی در یک قابلمه ریخته و سپس خوب بهم

می زنیم  انگاه هوو را به قابلمه اضافه میکنیم .اضافه کردن هوو

 باعث میشود که کل مواد  به اندازه کافی بهم بخورند و بهم بریزند.بعد

از ان یک دور همه را در قابلمع تفت داده و کار را به جایی میرسانیم تا جلز وولز همه

شان در بیاید. سپس آقای روحانی را بعنوان مشکل گشا وارد قابلمه می کنیم.با

وارد شدن اقای روحانی کلیه محتویات داخل قابلمه,ورز امده  وبه

احتمال زیاد کل غذا شیرین میشود.در این میان میتوان از ملائکه به عنوان امولسیون

نیز استفاده کرد

بعد نیمساعت که خوب پخته شد در قابلمه را بر می داریم وپس از تزیین با صدای

یکی دو خواننده مشهور  جلوی 70 میلیون نفر می گذاریم. اگر خوردند و

مسموم شدند، چه بهتر، اگر نخوردند، دوباره بر می گردانیم توی قابلمه و دوباره هم

می زنیم. و سال دیگر ماه رمضان به خوردشان میدهیم.. مثل آش خاله، که

بخوری پاته، نخوری هم پاته!


 پ ن "اینقدر واسه سریالای ایرانی از واژه کلیشه استفاده کردم الان احساس

میکنم خود کلیشه هم کلیشه شده.!!!

پ ن"توجه کردید سریالهای ایرانی چقدر مقوله هوو رو پیش میکشن.!!این چندساله که حداقل یکی

ازسریالهای رمضان  به بحث هوو پرداختند.واقعا خیلی ممنون از فرهنگ سازی صدا و سیمادر ارتباط با

مقوله چند همسری.اینکه نشون میده هر مرد پولدار ومایه داری میتونه به این کارا بپردازه و دست اخرم

همه مسائل با گذشت زن اول محض رضای خدا حل میشه. وجناب دوشلواره توبه میکنه که دیگه سراغ سومی نره.

پ ن:البته با این لایحه حمایت از خانواده که کلی جاروجنجال به پا کرده دیگه این مسائل بعید

نیست.تو این لایحه به اقایون خیلی راحت اجازه تجدید فراش داده میشه و مطمئنم در صورت تصویب

مفاد 22   23  و 25 این لایحه< خانواده ایرانی بطور کل از هم خواهد پاشید و لایحه حمایت از خانواده

تبدیل میشه به لایحه جراحت به خانواده.منتهاش اینه که اگه این اتفاق بیفته با اوضاع و احوال بد

فرهنگی واخلاقی توی جامعه دیگه تنها مردا به زنا خیانت نمیکنن.مطمئنا عمق فاجعه بیشترازاینها

خواهد بود.

قربان شما  سبزی خاتون سبزی پلوزاده

بسیار دور از هم قد کشیده ایم

بسیار دور از هم قد کشیده ایم . هر یک بر فراز صخره ای بلند و دره ای عمیق میان

مان که با هیچ خاکستری پر نخواهد شد . جدایمان کردند . از روز اول مهر . با

پوشش های متفاوت . مانتو و مقنعه و چادر تیره بر من پوشاندند و تو را با لباس فرم

و کله ای تراشیده به ساختمانی دیگر فرستادند .

من رابه مدرسه ی دخترانه و تو را پسرانه . دانشگاه هم که رفتیم جدایمان کردند

. با ردیف های دور از هم .

نیمکت های خانم ها و آقایان . بادرها و راهرو ها و ورودی ها و خروجی های

خواهران و برادران .

جدایمان کردند و ما بسیار دور از هم قد کشیدیم . در اتوبوس با میله ها و در حرم و

امامزاده با نرده ها و در دریا و ساحل با پارچه های برزنتی.

آنقدر دور و غریب از هم بزرگ شدیم تا تو شدی راز درک ناشدنی ای برای من و من

شدم عقده ی جنسی سرکوب شده ای برای تو .تا هر جا که دیگر نتوانستند

جدایمان کنند، در تاکسی و خیابان ، از زور بیماری و

عقده های جنسی خود را به من بمالی و برهنگی ساق پایم حالی به حالی ات

کند و نگاه حریص ات مانتو ام را بدرد .و من مجبور به تحمل جامه ای شدم که تو به

گناه نیفتی .جدا و بسیار دور از هم قد کشیدیم انقدر که تا

پایین تنه هایمان معذب مان کرد خیال کردیم عاشق شده ایم و چون عاشق

هستیم باید ازدواج کنیم و بعد هم

با هزاران عقده ی بیدار و خفته به زیر یک سقف رفتیم .

بسیار دور از هم قد کشیدیم . انقدر که دیگر نگاه مان نیز یکدیگر را خوب و درست

ندید و نگاه های انسانی جای خود را به نگاه جنسیتی دادند درهمه جا . در محل

کار ، در محافل فرهنگی و علمی و حتی جلسات سیاسی .و این روزها در کتاب

های درسی.در صفحه هایی که مشق های شبانه مان از انجا زاده میشد و

حالا دستان کوچکمان محکوم به نوشتن مشق های دخترانه و پسرانه است.

و من باید تقاص همه ی این فاصله ها را بپردازم . تقاص دوری از تو و بر صخره ای

دیگر قدکشیدن را . تقاص تو را ندیدن و نشناختن را . باید که تنم بلرزد وقتی هوا

تاریک می شود و من تنها در خیابانم . وقتی دنبال کار میگردم . وقتی تاکسی سوار می شوم .

اینجا یک مستراح عمومی است به وسعت یک کشور . آخر سالیان است که در

همه جای دنیا فقط مستراح ها را زنانه و مردانه کرده اند.

پ ن: این مطلب با قصد توهین به هیچ مردی نگاشته نشده.این فقط فاجعه ای

هست که امروز جامعه جوان و محرک ما را در معرض انفجار یک بمب جنسی قرار داده است

پ ن "این روزها جام بشریت چه شکاف عمیقی خورده است

اب طعم اب میده

سلام.

امروز سر میز ناهار که بودیم طبق عادت همیشگی اخر سر یخ های ته لیوان رو گذاشتم تو دهنم و از حس

سردی خوبی که ایجاد میکرد داشتم لذت میبردم

که یه لحظه به فکرم رسید الان دارم چه طعمیو میچشم .؟؟طبیعتا هیچی چون یک تکه یخ منجمد بود و بس. 


اما چند لحظه بعد فکر کردم بی انصافیه بگیم اب مزه نداره و تنها ماده بی طعم دنیاست.کی میتونه یک ماده

نام ببره که ویژگی و طعم اب رو داشته باشه

پس اب بی طعم نیست . اب هم طعم داره  اما نه شور و شیرین و تلخ و ترش . اب طعم اب داره. طعمی که

فقط مال خودشه

پ ن:از منحصربفرد بودن خوشم میاد .کاش بتونیم تو زندگیمون مثل اب باشیم

دوچرخه سواری با اعمال شاقه

سلام به روی ماهتون رفقا.چطورین حالتون خوبه.منم خوبم.نه به اون موقع که درس و کنکور کلا حالمو گرفته بود

نه به الان که بیکاری دیوونم کرده

راستی تابستون امسال خیلی گرمه ها. داغون شدیم .اما خب شبا حال میده واسه پارک و شهر بازی و ددر

رفتن و هوا خوردن.خنکای  هوا تو شبا اونقدر روح افزا

و دل نوازه که دوس داری جرعه جرعه اکسیژن خالص رو وارد ششهات کنی.و تو این هوای بی نظیر کوهستان

های زاگرس که همه دوست دارن حالشو ببرن چقدر دوچرخه سواری م چسبه. اما دوچرخه سواری چه عرض

کنم.!!!

اونوقت میگین چرا هی گیر میدی .چرا همه چیزو فمنیستی میکنی. بابا اصلا گور بابای فمنیستم کرده.اخه شما

یه موضوع پیدا کنید که بشینیم بررسی کنیم و به این نتیجه برسیم تبعیض علیه دخترا نداره.نه مرگ من یکی یه

موضوع رو پیدا کنه که توی این موضوع در ایران دختر و پسر کاملا شرایط مساوی بهره مندی رو داشته باشن

 نمیدونم   .شنیدم که یه سیب رو بندازی بالا هزار تا چرخ میخوره تا بیاد پایین اما فکر کنم سیب ما چرخشو خورده

افتاده پایین که هیچ  کرمم خوردتش. 

اخه بابا مگه دوچرخه سواری  دخترا جرمه _ کافریه _ بی قانونیه_  غیر اسلامیه  و.... که اینقدر جامعه نسبت

بهش واکنش منفی نشون میده.حالا ممکنه خیلیاتون ساکن شهرای بزرگ باشید و این موضوع یه امر جا افتاده

تر باشه(اگرچه من دوچرخه سواری تو تهران رو هم امتحان کردم.باور کنید از خیابان دبستان تا پل سید خندان

رو فقط با دوچرخه طی کردم اما اگه بدونید با چه وضعی. ماشین نبود که برام بوق نزنه و پسر نبود که متلک

نگه.حد اقلش اینه که تو شهر کوچیک بابت شناخت همشهریا از هم کسی زیاد جرات مردم ازاری نمیکنه چون

شناسایی میشه و حالشو میگیرن اما تو شهر بزرگ کی به کیه.) 

اما ببینین این مملکت در چه حدی از شعور و فهم و فرهنگ قرار داره که دوچرخه سواری یک کار غیر منطقی و

خلاف عرف شناخته میشه و حتی اگه اونقدر جسارت داشته باشی که بعد از کلی جار و جنجال با خونواده و

پرروگری بخوای دوچرخه سواری کنی باید زیر نگاه  هزار تا کس و ناکس که با چشاشون میخوان بخورنت کلی

وزن کم کنی و دست اخر اونقدر متلک بشنوی و احساس عدم امنیت بکنی که به این نتیجه برسی نخواستم.

به درک. این خواسته ابتدایی هم مثل بقیه حقوق اجتماعی پایمال شده واسه دخترا  تعطیل!!!!!

تنها بعضی(به کلمه بعضی توجه کنید)خانواده ها اونم تو شبا و با حضور خودشون شاید تاب اوری این قضیه رو

داشته باشن که خب حالا دخترم اشکالی نداره برو یه دور بزن .اما اون دور دورا نریا.همین جا جلو چشمون باش


ولی کلا اینا یک فاجعه فرهنگیه ها. به کجا میخوایم بریم . چه راه حلی برای شکستن این قبح های کاذب وجود داره.!!!



پ ن "اما من و دختر داییم این سنت رو شکوندیم.امشب از شهر بازی که دورم هست از خونمون تا خود خونه با

دوچرخه برگشتیم البته بماند که با مامانا رفته بودیم و الا بابا ها شاید به این راحتیا اجازه نمیدادن . البته

ماماناهم با ماشین مماس ما حرکت میکردن و مواظبمون بودن. اما خب من این قضیه رو کردم پیراهن عثمان. از

وقتی برگشتم خونه اینقدر گفتم دیدی بابا دیدی مشکلی نیش . بیا تحویل بگیر . اونم هیچی نگفت.البته واسه

مردم شهرمون خوشحالم چون امشب احساس کردم پتانسیل این قضیه یه کم ایجاد شده.


این همه گفتم به کجا میخوایم بریم .به نا کجا اباد رفتیم . بماند با این اوضاع ناجور اقتصادی که به زور مالیات ها

رو هم میخوان زیاد کنن و از اول پاییزم کلی پول گاز و اب و این مزخرفا رو از مردم بگیرن  پول نفت و گاز قراره کجا

بره. زندگی مردم میخواد چه شکلی بشه. واقعا قراره چی به سر زندگیامون بیاد . وقتی قرار بشه کل حقوق

ماهیانه صرف یارانه های هدفمند شده!!! بشه. بهانه لبخند زدن چی میشه.اینکه ما هم مثل

افریقاییا  با کلی ثروت ملی از چاه اب بکشیم بخوریم و با الاغ این ور اون ور بریم و معذرت میخوام تاپاله جمع

کنیم واسه سوخت زمستانیمون.!!!! چه صحنه زیبایی. واقعا چقدر شایسته و برازنده مردم ایرانه!!!

سبزی خاتون سبزی پلو زاده.(راستی اسپیکراتونم روشن کنید بد نیست)

تو را من چشم در راهم شب کنکور

این روزها سخت مشغول درسم .و بیست و دو روز دیگه تا کنکور وقت دارم.دعا کنید که بتونم خوب بخونم تا امسال

عمران یه دانشگاه خوب رو قبول بشم.

خیلی دوست دارم فردوسی قبول بشم.ان شاالله امام رضا بطلبه که بتونم فردوسی قبول بشم

البته خب دانشگاه های تهران و اصفهان جای خودشونودارن.!!!اما فکر نمیکنم  اونا رو قبول بشم.رتبه های دو رقمی میخوان.

ولی خب فردوسی هم دانشگاه فوق العاده ای هست.باید حتما سه رقمی زیر 600 بشم تا عمران فردوسی رو بیارم.

واسم دعا کنید


ایام به کام  .سبزی خاتون سبزی پلو زاده

زمان صبر کن  !خاطراتم ر ابیاورم

و امروز به دو چشم خویش دیدم معجزه زمان را

که لحظه ای از دویدن نمی ایستد.

از خاطراتم جا مانده ام و تصویر ها را گوشه ای تاریک و متروک از ذهنم جا داده ام

نمیدانم ایا بازگشتی خواهم داشت به هزاران قطعه تصویر تو

فقط فریاد زمان را میشنوم که در بدو زایش هر ثانیه نفیر میزند

دستم را بگیر.یالا باید بدویم

و راست می گوید زمان

ایستادن انسان را پوک میکند

 وقتی پوکیدی دیگر در جریان نیستی

میخواهم بیاموزم از زمان که چشمانم را ببندم.بگذرم و هیچ نپرسم که از چه میگذرم.

مهم اینست که اینجا نباشم

  پ ن :راستی تا حالا توجه کردید مرز بین ارزشها و ضد ارزشها چقدر در هم فرورفته است؟

/ مثلا مرز شجا عت و حماقت. جسارت و وقاحت و یا مثلا عشق و عادت

یعنی روزی می فهمیم که عشق های ما فقط عادت بودن؟؟؟راستی فرقشون چیه؟

دنیای وارونه اینو خوب میدونه

من دیوونه تو رو دوس دارم

اون همه بدیا دوباره با صدات

گم میشه میره زود از یادم

سبزی خاتون دوستتون داره .تا بعد....

من تو رو اشتباهی گرفتم با کسی که همه زندگیمه !!!!!



من تو رو اشتباهی گرفتم

با کسی که همه ی زندگیمه

با کسی که مث یه نوازش

توی آرامش من سهیمه


من تو رو اشتباهی گرفتم

توی اون کوچه های مه آلود

حال من تصویر برکه

لحظه ی کوچ مرغابیا بود


من مریضت شدم زیر بارون

رفتنو از کی آغاز کردی؟
مشتمو باز کردم ببینم تو رو تو دستم

مث پروانه پرواز کردی

مشتمو باز کردم ببینم تو رو تو دستم

مث پروانه پرواز کردی

من تو رو اشتباهی گرفتم

با کسی که همه ی زندگیمه

با کسی که مث یه نوازش

توی آرامش من سهیمه


من تو رو اشتباهی گرفتم

مث یه شاخه از صخره ای سرد

که نجاتم نداد از سقوط و

هی ترک خورد و زخمی ترم کرد

من مریضت شدم زیر بارون

رفتنو از کی آغاز کردی؟

مشتمو باز کردم ببینم تو رو تو دستم

مث پروانه پرواز کردی

مشتمو باز کردم ببینم تو رو تو دستم

مث پروانه پرواز کردی


__پ ن :این اهنگ جدید ترین اهنگ سعید مدرس هستش. حتما  دانلود کنید . بی نهایت زیباست .

راستی ما چقدر ادمای دور و برمونو اشتباهی میگیرم . در حالیکه بد جور مریضشون شدیم. و اونا از تو مشت ما

میپرن . ساده تر از یک پروانه_____________سبزی خاتون سبزی پلوزاده__

دلم هوای رودخانه دارد

درد من حصاربرکه نیست درد من زیستن در برکه ای است که فکر دریا به ذهن ماهیانش خطور نکرده است.درد من

زیستن در اب راکدی  است که در ان امید را به سر پنجه منجلاب ذهن می خراشند. درد من زیستن در برکه ای است که

بهای رویای اقیانوس در سر پروراندن بغض و اه و اشک لحظه هاست 

این روزها  حس میکنم دارم رو تردمیل راه میروم .راستی زندگی ها چقدر شبیه تردمیلند؟؟اینکه بهای دویدن مدام

لحظه به لحظه ما همان جایی است که قبلا ایستاده بودیم.

دلداریم بده لطفا

  

پ ن :بهت شدیدی دلم را گرفته .روزگار مرا بازی میدهد.سیب عمر من چگونه چرخ خواهد خورد



30 سال گذشت ما همچنان اندر خم یک کوچه ایم

سلام رفقا حالتون خوبه؟!!!

چی ؟؟ من ؟؟ نه بابا ؟!!مگه با این همه الطافی که از جانب دولت مهرورز نصیب میشه میشه خوب بود!!!!


امروز داشتم همینجوری تو اینترنت میگشتم چشمم خورد به یک خبراز دانشگا هها .

فکر میکنید چی بود؟!!!!طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه ها

اصلا همین که اینو خوندم دچار گیجیدگی شدم(گیجیدگی یعنی از بس یک مسئله ای اسگلانه باشه که تو بهت بری)

اخه من نمیدونم این اقایون و خانومای به ظاهر تحصیلکرده که زندگی ما بسته شده به طرح و قوانون معیوبی

که هر از چند گاهی از ذهنای خلاقشون تراوش میشه  راجب زندگی در سال 2010 میلادی چی فکر میکنند؟؟؟

من نمیدونم این کابینه فکور و خوش قریحه دهم میخواد سر از کجا در بیاره؟؟!!! اصلا اخر حرفای مسخره و شاخ

دراور  قرن از دهان این بزرگواران روشنفکر !!!!!!!!!!!!همینجوری داره میتراوه

مردم نون ندارن بخورن-اوضاع اقتصادی ایران اینه -اوضاع سیاسیش اینه-اون وقت تمام هم و غم ها شده ازدواج

جوانان و تفکیک جنسیتی دختر و پسر - خانه نشین کردن زنان کارمند !!!!!

دغدغه امروز دنیا چیه  و ما چی؟؟؟؟؟

همین چند وقت پیش بود که تو وزارت علوم بحث تفکیک جنسیتی دانشگا ها مطرح شد که کلی سر و صدا کرد

و تو دانشگاه بهشتی هم اجرا شد

و الان هم با عنوان طرح عفاف و حجاب در دانشگاها در حال گسترشه!!!!

که چی بشه؟؟؟مثلا دخترا و پسرا رو از هم جدا کنن که چه اتفاقی بیفته؟؟؟اصلا این یک توهین به شخصیت انسانی هر ایرانیه>

این یعنی اینکه  انسان اینقدر موجود شهوانی و هوسرانیه که اختلاط در حد یک محیط علمی و اون هم به

شکل محجبه  با زهم اونو دچار گناه  میکنه .ولی باز هم ب اینطور به شخصیت جوان ایرانی و استاد و علم توهین میشه

این به کنار . طرح تفکیک جنسیتی مشاغل که دیگه جک سال شده به خدا؟؟

اصلا من نمیدونم این اقایون و خانومای محترم چشماشونو بستن و حرف میزنن؟؟ما هر چقدرم سعی کنیم

خودمونو تو دنیا منزوی کنیم و با همه ستیزندگی به خرج بدیم باز هم جریان جهانی شدن کار خودشو میکنه


من نمیدونم با این حضور 60 درصدی دخترا تو دانشگاه و درخششون در تمام عرصه ها با وجود این همه تخریب

روحی و کمبود امکانات نشون دهنده چیه؟؟

که اونوقت وزیر نیرو به خودش اجازه میده که برگرده بگه کارمند زن وزارت نیرو از این به بعد در خانه کار کنند!!!

که چی بشه  مثلا مشکلات خانوادگیشون کم بشه؟؟اینکه  بیشتر خانواده هاشونو در گیر میکنه . اصلا خوبه

که ادم هر حرفی رو اول مزه کنه بعد بگه .چه جوری اخه این طرح امکان پذیره . مگر اینکه اقای وزیر هدفشون

چیز دیگه باشه!!!!شروعی برای حذف زنان از بازار کار. همونطور که مرکز زنان و خانواده هم گفته بود.اینکه خانم

های مهندس از درون خانه به بیرون به جامعه خدمت کنند و اینکه به زنان فقط در بخش بهداشت و اموزش نیاز

است!!! پس خود خانم های محترم این نهاد هم که نه کار اموزشی میکنند و نه کار بهداشتی .پس زحمت بکشن برن به شوهر داری و بچه داریشون برسن بعد واسه مردم نسخه بپیچن


و بعد در همین راستا مجلس میاد طرح مشاغل خانگی رو ساماندهی میکنه که هدف اول و اخرش زنانند.اینکه

اگر پس فردا شغل تو جامعه  کم اومد و به پسرا رسید داد این همه دختر فارغ التحصیل رو با قالی بافی و

مکرومه بافی و شیرینی پزی خفه کنند و کلی منت بزارن که بهتون شغل دادیم.

همه اینه ا نقاط کور کابینه دهمه...و اینکه در سال 2010 میلادی میشنویم که در یک کشور هفتاد و اندی میلیونی

میگن چرا مردم 2 تا بچه میارین .این فرهنگ غربیه .10 تا بچه بیارین ما خیلی کشور مرفهی هستیم....!!!!!!!


اما اینو بگم سکوت جایز نیست..اگر برای  شعور خودتون ارزش قائلید نظر خودتونو در سایت های مربوط به این مسائل مطرح کنید.

هفت شهر عشق را عطار گشت اونوقت ما هنوز در گیر اینیم که زن میتونه بیرون خونه در ازای استعداد

وتوانمندیش کار کنه یا نه

و 10 نفر باید بیان شهادت بدن و ریش گرو بزارن که بابا زنا هم مثل مردا استعداد علمی  هنری و کاری دارند و

برای خانه داری و بچه بزرگ کردن افریده نشدن

و جالبه اینا رو به اسم شرع و اسلام جا میدن  در حالیکه شرع نه با کار زنان نه با اختلاط درست و اخلاقی و نه

با هیچ نیاز انسانی مغایر نیست .این تفکرات توسعه نیافته است که نمیتونه مسائلو هضم کنه.

خواهش میکنم بی تفاوت نباشید .اگاهانه دربرابر چیزی که داره سرمون میاد سکوت نکنیم.منزلت مرد و زن و

پیشرفت هر کدومشون تنها مربوط به خودشون نیست چون این 2 تا در کنار هم زندگی میکنن و از هم تاثیر می


پذیرن.پس به عنوان یک انسان و نه یک مرد یا زن به مسائل اجتماعی نگاه کنید

نظر فراموش نشه ها